جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

203

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

ماجرا گريه كرد ! ولى زبير به جنگ با امام ادامه داد تا كشته شد . و مرگ او براى على كه دوستىها را درنظر مىگرفت ، دردناك بود . و به‌خاطر همين وفادارى نسبت به خلفاى سه‌گانهء پيش از خود على سه‌تن از فرزندان خود را هم نام آنها نمود و آنها را ابوبكر ، عمر و عثمان ناميد . « 1 » گذشته از اينكه از هيچ‌گونه كمك فكرى و عملى درباره خود آنها دريغ نورزيد . و واكنش امام در قبال كشته‌شدن طلحه در تاريخ هرگز نظير ندارد زيرا هيچ دشمنى در مرگ دشمن خود ، واكنشى به آن نحو نشان نداده است : على در آن ساعتى كه بر سر كشتهء طلحه آمد ، سخت اندوهناك و محزون بود و به‌شدت گريست و در واقع با يادآورى خاطرات دوران گذشته ، اشكى فراوان از چشمان او جارى شد و قلب او را آتش زد . على به كشته طلحه مىنگريست و مىگفت : اى ابومحمد ! بر من سخت گران است كه تو را در زير ستارگان آسمان كشته ببينم ، و اىكاش خداوند بيست‌سال قبل از اين روز ، جان مرا گرفته بود !

--> ( 1 ) على در راه مصالح عاليه اسلام و به خاطر بزرگداشت هدف‌هاى مقدس و آسمانى قرآن ، نه‌فقط سال‌هاى متمادى از حق ضايع‌شده خود صرف‌نظر كرد ، بلكه با كسانى كه حق او را پايمال كرده بودند ، به‌خاطر اسلام همكارى نمود . او در اين راه تا آنجا پيش رفت كه نام فرزندان خود را نيز از نام آنها گرفت تا وحدت اسلامى را در قبال دشمنان دين ، حفظ كرده باشد . . . و اى كاش ما نيز در عصر خود ، و در مبارزاتى كه به‌خاطر بسط عدالت اجتماعى و نشر اصول اسلامى در پيش داريم ، هدف را فداى مصالح زودگذر و شخصيت‌ها نمىساختيم ! . . . پيروان مكتب على بايد براى پيروزى نهايى از راهى بروند كه راهبرشان از آن راه رفت . در غير اين‌صورت و با ايجاد نفاق و اختلاف و دامن‌زدن به آتش بدبينى و سوءظن ، انتظار پيروزى احمقانه است ! . . . م